الناز دخمل دار می شود
سلام عشقم عزیزمممممممممممممممممممممم خیلی دوست دارممممممممممممممممم دیروز رفتیم پیش دکتر عاصم . خیلی شلوغ بود و من و بابا امیر با حوصله (ظاهرا . در واقع داشتیم از استرس می مردیم)منتظر شدیم تا نوبتمون شد . رفتیم تو کلی گپ زدیم و بعد دکتر صدای قلبت رو برامون گذاشت واییییییییییییییییییییی بازم اشکم در اومد . چه حس قشنگی. دکتر منو که دید گفت صداش از باباش قشنگتره نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من با تمام جسارتم گفتم دقیقا آقای دکتر. بلاخره رفتیم سونوگرافی و من دراز کشیدم رو تخت . وایییییییییییییییییییییییی چقدر بزرگ شدی جیگر مامان. چقدر شیطون شدی و یه جا بند نمی شی . دکتر داشت توضیح می داد و من و بابا ...


